تصاویری زیبا از مُل کوه




فرهنگی. اجتماعی. سیاسی و مذهبی
پنجم جمادی الاولی سال پنجم و ششم هجری(1)روز ولادت با سعادت بانوی قهرمان كربلا و پرچمدار نهضت حسینی علیه السلام ، حضرت زینب كبری سلام الله علیها می باشد. این روز را روز پرستار نامیده اند و علت آن است كه حضرت زینب پرستاری امام زمانش ، حضرت سجاد علیه السلام و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را بر عهده داشت، و ضمن انجام رسالت مهم و تبلیغ نهضت حسینی ، از پرستاری بیمار كربلا ، با تحمل آن همه سختیها و ناملایمات غافل نبود. اما از انصاف به دور است كسی كه خانم زینب را صرفاً پرستار بیمار بداند، چرا كه پرستاری از بیمار یكی از كوچكترین مسئولیت های حضرت بود. هر چند پرستاری ، وظیفه سنگین و ارزشمندی است و پرستار متعهد باید باصبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملایمات را برای انجام خدمتش داشته باشد و چنین كاری از عهده هر كس بر نمی آید ولی با این حال ، مقام زینب سلام الله علیها، آنقدر والا و عظیم است كه باید ایشان را پرستار نهضت و انقلاب حسینی بنامیم. زیرا این پرستاری ، به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از پرستاری بیمار بود . زینب علیها السلام نقش حفاظت از قیام خونبار حسینی را بر عهده داشت كه اگر چنین نبود ، خون امام حسین علیه السلام پایمال می گشت. حضرت زینب علیها السلام در پسِ آن مصیبتها ، آنچنان بار سنگین پرچم ولایت را بر دوش گرفت و در برابر كفر ایستاد و خطابه خواند تا مردم را بیدار نمود و پس از آن حركتهای اسلامی ایجاد شد. راستی چه رادمردی است این زن ، كه با آنهمه مصیبت های سخت كه هر یك كوهی را به لرزه در می آورد و انسان را مضطرب و از خود بی خبر می سازد ، در برابر سنگدل ترین ، تند خوترین و تبهكارترین انسان روی زمین، آن سان با كبر و مناعت برخورد می كند كه همه را به شگفتی وامی دارد . زن مگو ، مرد آفرین روزگار . زن مگو، بنت الجلال ، اخت الوقار . زن مگو، كمتر كنیزش حورعین . زن مگو، دخت امیر المومنین . ابن زیاد كه آن همه كبر و بی اعتنایی را از یك زن رنج كشیده و ماتم زده می بیند ، انگشت حیرت به دهان می گیرد و می خواهد او را كوچك شمارد، با تكبری انتقام جویانه رو به حضرت زینب نموده می گوید: " خدای را شكر می كنم كه شما را رسوا ساخت ، مردانتان را كشت و سخنانتان را دروغ گردانید . " زینب (س) با عظمت ، نگاهی تحقیرآمیز به آن سركش بی نام و نسب می كند و فریاد بر می آورد كه :" سپاس خدای را كه ما را با انتصاب به پیامبرش ، گرامی داشت و از آلودگی و ناپاكی دور ساخت و شخص تبه كاری چون تو را رسوا كرد." ابن زیاد كه منتظر چنین جواب تندی نبود، از حضرت می پرسد:" كار خدایت را درباره خاندانت چگونه دیدی ؟ " ، حضرت با سربلندی و مناعت می فرماید :" والله ما رأیت الا جمیلا..." . " به خدا قسم جز نیكی و زیبایی ندیدم ، آنان قومی بودند كه خداوند كشته شدن در راهش را بر آنها نوشته بود و لذا با شجاعت به قتلگاه خویش شتافتند ولی به زودی خداوند تو و آنان را در یك جا گرد آورد تا در پیشگاهش محاكمه شوی." این سخن حضرت زینب علیها السلام چقدر تكان دهنده است و انسان را وا می دارد كه در برابر آن همه عظمت و بزرگواری ، احساس شرمساری و حقارت كند كه این زینب پس از آن همه مصیبت، چون برای رضای خداست ، همه را زیبا می بیند و حال آنكه عموم انسانها در برابر كوچكترین اذیت و آزاری ، كوچك و زبون می شوند . چقدر فاصله است میان آسمان عظمت زینب و دنیای پست دنیا خواهان. عقیله بنی هاشم، عقیلة الطالبین ، عقیلة النساء، عقیله قریش، ام المصائب، زینب كبری، صدیقه صغری، عالمه غیر معلمه، عارفه ، عامله، شریك الحسین ، محبوبه مصطفی، زاهده، باكیه.(2) سید عبدالحسین شرف الدین كه از مفاخر اسلام محسوب می شود درباره ایشان می گوید:" بزرگوارتر از نظر اخلاق ، مثل حضرت زینب دیده نشده است. خشم و غضب بر او چیره نشد واز مقامش كم نكرد . و هیچ عالمی بر حلم و صبرش غالب نگشت . درتیزهوشی و صفای باطن و قوت دل و اطمینان قلب ، آیتی از آیات خدا بود ."(3) صاحب انساب الطالبین می نویسد : " زینب سلام الله علیها به صفات نیك بسیار و اوصاف گرانقدر و باشكوه و با خصلت های پسندیده نسبت به دیگران ممتاز شد ؛ خلق و خوی سعادت آفرین او و صفات اخلاقی بارز و افتخار آفرین ایشان و فضیلت های پاك و طاهر او نسبت به دیگران ممتاز بود".(4) صبر واستقامت ، و ایمان و تقوی از صفاتی هستند كه فقط صاحبان مكارم اخلاق به آنها وابسته اند و سایر افراد ممكن است با بعضی ازصفات آشنا باشند . " حضرت زینب (س) در شكیبایی و استقامت و قدرت ایمان و تقوی ، یگانه بود ودر فصاحت و بلاغت حضرت علی (ع) بود . "(5) سویوطی درباره حضرت می گوید:" حضرت زینب سلام الله علیها زنی خردمند ، تیز بین و فصیح بود، البته خردمندی كه قدرت قلبی نیز داشت." (6) 2- نیشابوری در شرح حال ، و بیان عظمت و مقام زینب می گوید:" زینب در فصاحت و بلاغت ، و در پارسایی و عبادت مانند پدرش علی (ع) و مادرش زهرا علیها السلام بود. "(8) 3- ابن حجر عسقلانی می نویسد:" او ( حضرت زینب) مجسمه شجاعت و شهامت بود . روحی قوی و همتی بلند داشت، او دارای روحی عظیم، منطقی پایدار، قوت بیانی فوق العاده بود، آنچنان كه حیرت مورخان را برانگیخته است."(9) 4- فریشلر نویسنده غربی می گوید:" ایراد آن نطق در كوفه ثابت می كند كه آن همه مصائب و سختی ها نتوانسته بودند روحیه آن زن را متزلزل كنند. در صورتی كه این خطر وجود داشت كه در همان حالِ سخنرانی او را به قتل برسانند. "(10) 5- جلال الدین سیوطی در رساله "زینبیه" می نویسد :" زینب در زمان جدش رسول خدا پا به عرصه جهانی گشود و در دامن وی پرورش یافت . او هوشمندی توانا و دوراندیش ، و دارای قلبی پر قوت و پر صلابت بود . او 5 سال از عمر خویش را در كنار پیامبر خدا گذرانده و تربیت یافته است. " 6- ابن اثیر جزربی می نویسد:" زینب دخترعلی ابن ابیطالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود . زینب تنها خانم متفكر و دانشمندی بود كه از قوت فكر بالایی برخوردار بود . او در واقعه كربلا همراه برادرش حسین بن علی بعد از شهادتش به همراه غافله روانه شام گشت. و در بربر یزید بن معاویه ، خطبه ای شیوا و پر معنا ایراد نمود. ایراد آن خطبه درایت ، عقل ، اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را می رساند . "(11) 7- محمد غالب شافعی مصری می نویسد :" یكی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از مهمترین بانوان طاهره كه دارای روحی بزرگ و مقام تقوا و آینه سرتا پا نمای رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب دختر علی ابن ابیطالب می باشد. كه به نحو كامل او را تربیت كرده بودند و از سینه علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. به حدی كه در فصاحت و بلاغت یكی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و كرم و بصیرت و تدبیر در امور، در میان خاندان بنی هاشم و بلكه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را جمع كرده بود . شب ها در حال و عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزگاری معروف بود. "(12) 2- خصائص زینبیه ، نورالدین جزائری . 3- فاطمة الزهرا، ص 637، نقل از عقیلة الوحی ، ص 24. 4- زندگانی حضرت زینب (س) ، ص 129، نقل از انساب الطالبین. 5- تنقیح المقال ، ج 3، ص 79. 6- زندگانی حضرت زینب ، ص 121، نقل از رساله زینبیه. 7- زندگانی حضرت زینب (س)، ص 137. 8- همان، ص 138، نقل از سنن نیشابوری. 9- سیمای حضرت زینب (س)، محمد مهدی تاج لنگرودی، ص 119. 10- همان، ص 120. 11- زینب الكبری ، علامه جعفر نقدی، صص 18-19. 12- دائرة المعارف القرن العشرین، ج 4، صص 795-796. 13- خصائص زینبیه، جزائری . 14- فاطمة الزهرا، ص 644. علی در کعبه ظاهر گشت و صاحبخانه پیدا شد حجاب جان دریدم تا رخ جانانه پیدا شد شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد به جانان کس نمی دانست رسم جانفشانی را به پای شمع ، این بی باکی از پروانه پیدا شد مرا آن لحظه برد از دست تاب می به میخانه که عکس روی ساقی در دل پیمانه پیدا شد به رغم عاقلان ، دیوانگان رستند از دنیا بلی اسرار عقل از مردم دیوانه پیدا شد ز هم باید کنند اهل جهان رفع پریشانی نه تنها این صفت در کار زلف و شانه پیدا شد خدا را گر همی خواهی برو با بی خودان بنشین اگر گنجی به دست آمد، هم از ویرانه پیدا شد بنای خانه کعبه ، خلیل اللّه نهاد امّا علی در کعبه ظاهر گشت و صاحبخانه پیدا شد نه تنها کارپرداز زمین شد در زمین ظاهر که هم دایر مدار طارم نُه گانه پیدا شد به ما شد فرض چون پروانه گرد کعبه گردیدن که آن شمع حقیقت اندر آن کاشانه پیدا شد طلسمِ «لا»شکست و دیو رفت و سحر، باطل شد کلید گنج «إلاّ اللّه» را دندانه پیدا شد بگو با عاشقان طی گشت هجران، گاهِ وصل آمد بیفشانید جان بر مقدمش ، جانانه پیدا شد هویدا ساخت اسرارِ «یداللّه فوقَ ایدیهم» هنرهاییکه از آن بازوی مردانه پیدا شد جهان تاریک بود از جهل لیک از پرتو ایمان منوّر گشت چون آن ناطق فرزانه پیدا شد به حبّ و بغض او ایمان و کفر آمد عیان یعنی مرام آشنا و مسلک بیگانه پیدا شد «صغیر» از اشتیاق کوی او دارد همان افغان که از هجر نبی از اُستن حنّانه پیدا شدیا امیرالمومنین فقط به عشق توست آقاجان روزگاري شد که مدح حضرت مولاست کارم کارم اين است و خوش است الحمدلله روزگارم روزگاري بهتر از اين چيست کاندر روزگاران چون نمانم من بماند مدح مولا يادگارم مزرع هر دل که در آن هست تخم مهر حيدر من ز جوي طبع در آن پاک مزرع آبيارم اين شنيدستي که در ليلة الاسري پيمبر اشتران را ديد من خود اشتري از آن قطارم ور نداري باور و حجت همي خواهي نظر کن بر کتاب مدح او در دست من کاين است بارم تا علي را مدح گويم تا گداي کوي اويم راستي از سلطنت با اين که عورم هست عارم افتخار ديگران گر هست جاه و مال و منصب من غلام حيدرم اين بس بدوران افتخارم آنچنان مستم ز جام ساقي کوثر که دانم نفخه ي صور قيامت هم نسازد هوشيارم بنده ي عشق ويم گو تا بدانند اهل عالم خم شدن اينجا نمي شايد که من اشتر سوارم فاش از عشقش انا الحق گويم و در دعوي خود پايدارم ور بيفتد کار بر بالاي دارم من به دنبال وي اينجا آمدم افتان و خيزان ورنه هرگز اندر اين عالم نيفتادي گذارم از دل خود هر چه مي پرسم ز رسم و راه و آئين گويد اينها چيست من از عشق حيدر بي قرارم گر ز سوداي علي سازم جنون خويش ظاهر مي کنند اين عاقلان مانند طفلان سنگسارم آنکه مي خواند مرا غالي قصور خود نداند هرچه خواهد گو بگو من عاشق شيداي يارم با علي باشد همه کار خدا من کار خود را گر گذارم با علي باشد چه نقصاني به کارم يا علي اي مظهر ذات و صفات حي بيچون خود تو داني پاي تا سر بنده عجز و انکسارم گر مرا بر آستان خواني زهي بخت سعيدم ور مرا از در براني واي بر حال فکارم گر به دوزخ مي فرستي خود تويي مولا و ميرم ور بجنت ميبري هستي تو صاحب اختيارم پادشاها من صغير مستمندم کز دو عالم گشته ام مستغني و بر حضرتت اميدوارم هرچه هستم از تو هستم درنگر از چشم لطفم يعني آور از ميان بحر محنت بر کنارمشعر در مدح مولا علی علیه السلام مــقصود ز آفــرينش كــون و مــكان علـي است كون و مكان چو جسم و در آن جسم، جان علي است فرمــانبر خـــــداي احــــد آنكــه مـــيدهد فرمان به هفت اختر و نُه آسمــــان علــــي است بنگر كمال و فضل كه در هـــر كــــمال و فضل هركس مـقدم است مـــقدم بـــر آن علـــي است يار و مـــعين آدم و نـــوح آنكـــه آدمــــش چون نوح ملتجي شده بــر آستان علــــــي است تنهـا همين نــه قـــاسم ارزاق مـــــرتضي است كانـــدر جــزا قسيم جحيـــم و جنان علي است شـاهي كه روشــــــن است علـــوّ مقــــام او چــــــون آفتاب بـــر همه خلـق جهان علي است استــــاد جبرئــيل كه بـــــر آســـــتان وي از شـــوق، جبرئـــيل بــود پاسبــان علي است آن شاه انس و جان كه ز خلّاق انــس و جــــان واجـــب ولاي او شــده بر انس و جـان علي است داناي هر لســـان كـــه به وصف جــــــلال او الكن بود ز خــلق دو عالم لســان علــي اســت آن حي لا يمـوت كــــه در يك دم از دمـــــــي بخشــــد به صــد چــو عيسي مريم روان علي است اي آنكـــه در دو كـــون تــــو را بايد ايمني سوي علـــي شتــــاب كه حصن امـــان علي است آن نــيك و بــــدشنـــاس كه بـــاشد ولاي او از بهر نيك و بد محك و امتحــان علــــــي است آن كس كه مصطفي شب معـــــــراج هـــــر طرف بنمود رو بديـد جمالـــش عيان علـــــــي است اين نكته فـــاش بشنو و در فـــاش و در نهـان غير از علي مجوي كه فاش و نهــان علــــــي است آن بندگان خـــاص كه نقــــل مــــكان كنند بينند خود كه پــــادشه لامكـــان علـــي است در عـــرش و فــــرش و خلوت و جلوت به مصطفي يار و انيس و همسـخن و همزبــان علــــي است عرش آستــــان شهـــي كـــه پـي بـــوسه درش چــــرخ بلند را شـــده قــامت كمان علي است گر خضر، ره بـــه گمشدگـــان ميدهــــد نشان بيشك به خضر آنكـــه دهـــد ره نشان علي است آن سروري كه بر نبي انــــدر غديــر خــــــم نازل شديش آيت «بلّغ» بهشـــــان علــــي است فرمود مصطفي كه در امـــت ز بعـــد مــــــن مولي به خاص و عام و به پـــير و جوان علي است اي ناتـــوان، تـــوان ز علــــــي ولي طلــب كز راه لطف ياور هر ناتــــوان علـــــي است گـــوينده «سلونــي» و قــــائل به «لو كشف» عالِـــــم به هــــر ضمير، شه غيبدان علي است آن صــاحب جـــــــلال كه وصف جــــــــلال او نايد به درك و فـــهم و خيال و گمان علي است شاهي كه بر صغـير عطــــا كـــرده از كــــرم در مدح خويش قـــــوه نطق و بيان علـــي است توسل به حلال مشکلات حضرت امیرالمونین علی علیه السلام چشم لطفی سوی ما بهر خدا کن یاعلی درد ما را ظاهر و باطن دوا کن یاعلی دل به جان آمد زوسواس اندر این دار مجاز جان ما را با حقیقت آشنا کن یاعلی چون رضای حق رضای توست ای مجلای حق با رضای خویشتن مارا رضا کن یاعلی ای رهین لطف عامت اولین و آخرین لطف خاصی شامل این بینوا کن یا علی هر دوا از خاک درگاه تو میگرد اثر درد بی درمان این مسکین دوا کن یاعلی عرض حاجت بنده گانرا با ولی نعمت است حاجت این بنده ی دیرین دوا کن یاعلی غرق دریای عطای توست پا تا سر صغیر باز از رحمت مزید آن عطا کن یاعلی محفل ذکر علی .... تجلی گاه ملائکه ام السلمه، یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله، می گوید: رسول خدا میفرمود:« هر گاه عدهای برای یادآوری فضائل علی بن ابی طالب جمع شوند، فرشتگانی از آسمان فرود می آیند و آنها را احاطه می کنند، و هر گاه آنها متفرق شوند، فرشتگان نیز به آسمان باز میگردند. ملائکه دیگر آسمان به آنها میگویند:« از شما بوی خوشی به مشام ما می رسد که از فرشتگان دیگر نمی رسد و بویی خوشتر از آن نشنیدهایم.» آنها می گویند:« ما نزد گروهی بودیم که محمد و اهل بیتش را یاد می کردند. بوی خوش آنها به ما هم رسید و ما نیز خوشبو شدیم.» سایر فرشتگان میگویند:« ما را به سوی آنان ببرید.» می گویند:« آنان متفرق شدند و هر کدام از آنها روانه منزل خود شد.» فرشتگان میگویند:« پس ما را به مکانی که آنها در آن جمع شده بودند، ببرید تا ما نیز خوشبو و معطر شویم.» اشیا رقم هستی خواندند ز ترقیمش چون روز ازل گردون خم گشت به تعظیمش زان یافت چنین رفعت در عین نگونساری بسم الله الرحمن الرحیم در روایات متعدد در کتب روائی شیعه وتسنن هست : استقرار عرش وکرسی ،قوام آسمانها وزمین و هستی تمامی اشیاء هستی به این است که بر انها نوشته شده : لا اله الاّ الله محمد رسول الله علی ولی الله یا در بعضی روایات دیگر نوشته شده علی امیرالمؤمنین . نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود :والذی بعثنی بالحق بشیرا ما استقر الکرسی و العرش ولا دار الفلک ولا قامت السموات والأرض الاَبأن کتب علیها لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیرالمؤمنین ....مأته منقبة فضل بن شاذان منقبةالرابع والعشرون 24از ابن عباس از طریق عامه (تسنن) المؤمنین عیه السلام : اسمی کُتب علی العرش فاستقر و علی السموات فقامت و علی الأرض .... اسم من بر عرش نوشته شد عرش قرار پیدا کرد به عرشیت و.... خاتم الأنبیاء صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : لیلة اُسری بی الی السماء لم أجد باباً ولا حجاباً ولا شجرة ولا ورقة ولا نمرقة الاَ مکتوب علیها علی علی وانَ اسم علی مکتوب علی کلَ شی .مشارق ص149.وقطره 1/91چ قدیم . در شب معراج هر آنچه بود ودیدم . دیدم بر هر بابی ،حجابی ،درختی ، برگی ،بالشی (تکیه گاهی ) نوشته شده علی علی واسم مبارک علی علیه السلام بر همه اشیاء نوشته شده ذکر فضایل مولا امیر المومنین اعترافات عمر درباره علم و دانش امیر مؤمنان على(علیه السلام) گنجى شافعى با ذکر سند نقل کرده است که حذیفه بن یمان عمر بن خطاب را دید و عمر گفت: اى ابن یمان! چگونه به صبح در آمدى؟ حذیفه گفت: مى خواهى چگونه به صبح درآمده باشم؟ من به صبح درآمدم در حالیکه به خدا سوگند از حق کراهت دارم، فتنه را دوست دارم، بدانچه ندیده ام شهادت مى دهم، موجود خلق نشده را حفظ مى کنم، بدون وضو صلواه بجاى مى آورم، براى من در زمین چیزى باشد که براى خدا در آسمان نباشد. عمر به خشم آمد، اما بخاطر عجله اى که داشت فوراً به راه افتاد و تصمیم گرفت. بعد حذیفه را بخاطر اعترافات به ظاهر ناهنجار اذیت کند. که در بین راه به علی بن ابیطالب برخورد و چون حضرتش را او را غضبناک دید علت را از او پرسید عمر گفت: حذیفه را ملاقات کردم چون از او پرسیدم چگونه به صبح در امدی؟پاسخ داد: به صبح در امدم در حالیکه از حق کراهت دارم. على فرمود: راست گفته، او از مرگ نفرت دارد و مرگ حق است. (إنّما اموالکم و اولادکم فتنه)(۱۴۵) از اموال و اولاد تعبیر به فتنه فرموده. عمر گفت: یا على او مى گفت: بدانچه ندیده ام گواهى مى دهم. عمر گفت: یا على حذیفه حرف بزرگتر از این حرفها مى زند. على پرسید چه مى گوید؟ .عمر ـ که با شنیدن جواب هاى امام و پى بردن به درستى آنچه حذیفه گفته بود به شگفت درآمد ـ گفت: «کاد یهلک ابن الخطاب لولا على بن ابى طالب»(۱۴۶) نزدیک بود ـ عمر ـ ابن خطاب هلاک شود اگر على نبود._________________________________________________ (۱۴۵) انفال، ۸/۲۸ . (۱۴۶) کفایه الطالب باب، ۵۷ ، حدیث ۲، ص۲۱۸ . نور الابصار شبلنجى، ص۱۷۱ بدون نام حذیفه و ذکر کلمه «اعوذ بالله من معضله لا علىّ بها» بجاى «لولا على لهلک» . فصول المهمه ابن صباغ مالکى، ص۱۸ وص۱۷ با کمى اختلاف بدون نام حذیفه و ذکر «اعوذ بالله» بجاى «لولا على...» . نظم درر السمطین، ص۱۲۹. فرائد السمطین حموینى، ج۱، ص۳۳۷، حدیث ۲۵۹ بدون ذکر نام حذیفه . - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 22بهمن پیروزی انقلاب اسلامی ایران 22بهمن : در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در روز ۲۲ بهمن سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی ۲۵۰۰ ساله و ظلم و استبداد بیش از ۵۰ ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد. وقایع ۲۲ بهمن : در روز ۲۲ بهمن به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود. روز ۲۲ بهمن : ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدرهای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود. پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیهای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظهای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد. متن پیام امام خمینی (ره) در روز ۲۲ بهمن ۵۷ به این شرح است؛ بسم الله الرحمن الرحیم شما در جریان مبارزات گذشته رشد اسلامی و انقلابی خود را آشکار کرده اید و اکنون بیش از پیش لازم است که این رشد را به جهانیان نشان دهید تا جهانیان بدانند مردم مسلمان ایران می توانند بدون قیمومت این و آن، راه سعادت خود را انتخاب نمایند. لهذا از شما می خواهم که اولا مانع آشوب و هرج و مرج بشوید و نگذارید آشوبگران مغرض به عملیاتی از قبیل غارت، آتش سوزی، مجازات متهمان و از بین بردن آثار علمی و فنی و صنعتی و هنری و اتلاف اموال عمومی و خصوصی دست بزند. دشمن برای خراب کردن چهره نهضت از طریق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در میان توده مسلمان دست به چنین کارها می زنند تا نهضت ما را ارتجاعی و وحشیانه قلمداد نمایند. من اکیدا اعلام می کنم که هر کس دست به چنین عملیاتی بزند از جامعه انقلابی ملت مطرود و در پیشگاه خداوند متعال مسئول است. ثانیا توجه داشته باشید که انقلاب ما از نظر پیروزی بر دشمن هنوز به پایان نرسیده است. دشمن از انواع وسایل و دسائس بهره مند است و توطئه ها در کمین ماست. تنها هوشیاری و انضباط انقلابی و اطاعت از فرمانهای رهبری و دولت موقت اسلامی است که همه توطئه ها را نقش بر آب می سازد. ثالثا افرادی از دشمن که به عنوان اسیر در اختیار شما قرار می گیرند هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهید. همچنان که سنت اسلامی است به اسیران محبت و مهربانی کنید و البته دولت اسلامی به موقع آنها را محاکمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد کرد. از همه شما برادران و خواهران عزیزم می خواهم که با دولت موقت انقلابی اسلامی که وارث یک سلسله خرابی های دولتهای فاسد گذشته است همکاری نمائید تا به حول و قوه الهی هر چه زودتر با همکاری یکدیگر ایران اسلامی آباد و آزاد را مورد غبطه جهانیان بسازیم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن از این رو «۲۲ بهمن» تنها نباید به عنوان روز پایانی یک رژیم سیاسی و آغازی بر حیات رژیم دیگر تلقی گردد. بلکه باید از آن به عنوان سرفصلی برجسته در تاریخ سیاسی ایران و نقطهای عطف در روند مبارزات ملت ایران یاد کرد. عوامل پیروزی در ۲۲ بهمن پیروزی شکوهمند ۲۲ بهمن ۵۷، حاصل عوامل بسیاری است که مهم ترین آن ها عبارتند از: ۱- ایمان به خداوند متعال ۲- رهبری روحانی متقی و فقیه آگاه; امام خمینی رحمه الله ۳- اتحاد و همبستگی همه، اقشار ملت. ۴- استقامت و پایداری در راه خدا، تحمل مشکلات و … بر هیچ کس پوشیده نیست که جمع شدن این عوامل در ملتی موجب نزول تاییدات غیبی الهی گردیده و پیروزی آن ها بر دشمنان حتمی می شود. 22 بهمن و حیرت جهانیان : امشب، جبرئیل امین، دستی در نور و دستی در آینه دارد. شبی است که آفتاب حجاز، سر از مشرق روشنایی برمیآورد و این شب بیسحر را فرمان هجرت میدهد. امشب چه شبی است، شب بیتکرار عبداللّه و اینک، از او فرزندی خواهد آمد که جهان را بر پله اول خراجش نهادند تا او بپذیرد و آسمان را طفیلی آستانش گذاشتند تا قدرش، عالمی را حیران نماید. مردی میآید تا بهار، بر قدمهایش بوسه زند و پرندههای یخبسته پاییز، بار دیگر سرود میلادش را تکثیر کنن و حجاز، از نوازش دستانش، این شهرت پنهان را از او هدیه گیرد. او میآید تا غبار را از پیراهن انسانیت بتکاند و تبسم خود را بر آینهها حک کند. میآید تا پرده از راز پنهان خلقت براندازد و لبانش، کلام خدا را به پهنه گیتی آواز دهد. میآید تا نخلستانها، آمدنش را سرک بکشند و دختران به ناحق دفن شده، از او عزت و شکوه گیرند. آری! امشب محمد صلیاللهعلیهوآله میآید تا آوازهای شادی و شور، از حنجره خشک و ماسیده مکه پخش شود و جهان، طلوع تازهای را بنگرد؛ طلوعی را که هیچ آفتابی توان خلقش را ندارد. مکه امروز بر صدر خبرهاست. مکه، شهری است که فرشتگان الهی، به هم نشانش میدهند. زود، از مهر پدر بیبهره ماند تا رحمه للعالمین شد محمد صلیاللهعلیهوآله میآید؛ اما چه زود از نعمت مهر پدر و مادر محروم میشود! حال که خداوند اراده کرده تا معجزهای بیبدیل را به خلق عرضه کند، چه جای شگفتی است، اگر دست تمام عوامل دنیوی را کوتاه کند؟! بگذار حبیب ما از مهر والدین، بیبهره باشد تا ما، خود محبت را بر او عرضه کنیم و او را از رحمت لبریز نماییم تا رحمهللعالمین شود. محمد صلیاللهعلیهوآله در خانهای به دنیا آمد که از پاکی و طهارتش، حجاز بارها قصه رانده است؛ خانهای که جز نام خدا، بر بزرگی کسی شهادت نداده است. آری، محمد صلیاللهعلیهوآله آمد؛ در میان نسلی غارتزده اشتباه خویش؛ مردمی که در آتش جهالتشان شعلهور بودند و دیوانگانی که از روی جهل، حرمت خویش را میشکنند؛ نسلی که به زشتی و غارت و وحشیگری، شهره عصر بودند و خدا برای این قربانیان مانده در حضیض جهل و تاریکی، چراغ هدایتی مهربان فرستاده است. محمد صلیاللهعلیهوآله آمد، تا زمین، طلوع عشق را باور کند و تیرگیها، روشنای چشمانش را در خاطره ناسروده تقدیر خویش قاب بگیرند. او آمد تا در این شب قیرگون جهل، رنگهای خام، معنا بیابند و عشق را بر این صفحه تاریک بنگارند. او آمد تا مکه، ـ جز بتهایش ـ احترام یابد و حجاز، عرصه جمعیتی متراکم شود که قصدی جز وحشیگری و غارت دارند. او آمد تا نام خدا در زمین زنده بماند و حرمت ابدی و ازلیاش، چون چراغی روشن فراموش نشود. ای که میلادت، نقطه عطف خلقت است! بر تو درود که عشق، خود را با نام تو تجلی داد و خلقت، بیوجود تو معنایی نداشت؛ ای بهترین خلق که پیامبران سلامت میکنند و تو را سید خویش میخوانند؛ ای آنکه خدا از نور خویش، تو را آفرید و بر تو سلام داد و جهانی را در رکاب تو گذاشت تا معلوم شود که تاریخ انسان، چون تو نداشته و چون تو نمیآورد؛ و ای چراغ رها شده در پرواز! تو، عاشقانه سرود زندگی در گوش خلق زمزمه کردی؛ بر تو درود! بگذار آتشکدهها خاموش شوند! جهان، تا خبر میلاد تو را شنید، چنان بر خود لرزید که عنان خویش از دست داد. ورود تو آغاز تاریخ دیگری از حیات است و نباید چنین میلادی، بیصدا و بیهیاهو باشد. بگذار وقتی هلهله شادی فرشتگان در فضای متروک جهان میپیچد، ایوانهای ظلم و جور، بر خویش تکانی بخورد و کاخهای محکم ستم بشکند و خوار شود! بگذار وقتی شعله حضور تو بر چراغ هدایت، روشنی میبخشد، آتشکده هزار ساله به مرگ فرو رود تا خلق بدانند، چراغ همیشه روشن، تویی و نور را از هیچ سیاهی گدایی نکنند! بگذار اهالی کوچههای نخوت و غرور، بر ناتوانی و حیرت خویش معترف شوند که اینک، ندای پایان بزرگبینیشان بلند شد. پس با گوش جان بشنو صدای خداوندی را که از دهان جبرئیل جاری میشود. دو شمس عالم آرا به روزى در جهان ظاهر دو شمس عالم آرا شد به فردوس برین رقصان شجر مانند حورا شد زِه ها زِه حَبّذا این روز، روز وجد کبرى شد سحرگه معنى نور على نور آشکارا شد چو خوش باشد دو مولودى کنم اعلام عالم را شدم از عشق هر یک زان دو سرور واله و مجنون دل آشفته ام باشد به حبّ هر یکى مرهون یکى کنزالله مکنون یکى سرالله مخزون دو فیروزى دو دلشادى بشارت مى دهم اکنون ظهور صادق و عید محمد فخر عالم را پى تشریف میلاد نبى دانى که چون گردید سریر خسروان دهر آندم واژگون گردید ز رودِ خشک و بى آب سماوه نم برون گردید محمد چون ولادت یافت بت ها سرنگون گردید دو مولود درخشان کرد نورانى دو عالم را منور گشت از نورش تمام کوچه و برزن مصفا کرد گیتى را رخش چون صحنه گلشن تولایش به حفظ جان نکوتر باشد از جوشن جهان شد از قدوم صادق آل نبى روشن به بام شادمانى ها بزن اى شیعه پرچم را مه برج امامت سرور ما نجل پیغمبر دُرّ درج ولایت، یاور ما، حجّت داور بلى دریاى رحمت، پرورد مانند این گوهر رئیس مذهب شیعه، پناه مسلمین یکسر ملک تبریک گوید بر فلک این جشن درهم را قاضى زاهدى تو کیستی؟ سیدی مدح تو گویم که تو ممدوح خدائی ششمین حجت حق نجل رسول دو سرائی صادق الوعدی و مصداق صداقت همه جائی مخزن علم خدا مشعل انوار هدائی گوهـر پنج یـم نور و یم شش دُرِ نابی همدم پنج رسـل همسخن چارکتابی علم چون سایه به هر عصر به دنبال تو آید حلم پیش گل لبخند تو آغوش گشاید روی نادیدهات از چشم همه دل برباید که تواند که تو را غیر خدا مدح نماید؟ مگر از چشمه عرفان دهن خویش بشویم تـا توانـم سخـن از جابـر حیان تو گویم دانش خلق بوَد قطرهای از بحر کمالت حسن غیب ازلی جلوهگر از مهر جمالت عرشیان یکسره زانو زده در پیش جلالت ملک و جن و بشر را عطش جام وصالت همـه گوشنـد کـه گیرنـد تجـلاّ ز کـلامت همه مشتاق سخن از لب جانبخش هشامت مؤمن طاق تو بر طاق سپهر است ستاره بوبصیر تو بصیرت به بشر داده هماره چشم هارون درت لاله برآرد ز شراره دو درخشان دُرِ ناب تو هشام است و زراره مکتب دهر دگر مثل تو استاد ندارد تـا که شاگرد همانند ابوحمزه بیارد توئی استاد و اساتید جهان آینهدارت بوده شاگرد در ایراد سخن چار هزارت تا لب خویش گشائی همه بی صبر و قرارت باغبانی و نکویان همه گلهای بهارت جلوهگـر در فلک، علم سـه خورشید منیرت «شیخ طوسیِ»تو و«مجلسی»و«خواجه نصیر»ت «شیخ انصاری»یک شاخه گل از باغ کمالت زهی از «شیخ مفید» تو و آن بحر زلالت «کافیِ» «شیخ کلینی» است فروغی ز جلالت «مرتضی» و «رضی» استاد اصولند و رجالت «ابن طاوس» تو در مکتب توحید درخشد تـا قیـامت بـه دل و دیـده ما نور ببخشد نهضت کرب و بلا داد بر از علم کلامت بلکه اعجاز حسینبنعلی کرد قیامت جوشش خون امام شهدا داشت پیامت تا صف حشر ز خون شهدا باد سلامت تا ابد مشعل توحید تو خاموش نگردد انقـلاب تـو و جـدّ تـو فرامـوش نگردد عاقبت دست عدو زهر جفا ریخت به کامت بضعـه پـاک نبــی بـر جگـر پـاره سلامت! دوست دارم که نهم چهره به خاک حرم تو سوزم و شمعصفت اشکفشانم ز غم تو چه شود ای به فدای تو و لطف و کرم تو که دم مرگ بوَد بر سر چشمم قدم تو چه شود ای به دل «میثم» دلسوخته داغت کـه بسـوزم به سر تربت بیشمع و چراغت؟ غلامرضا سازگار مقتدای راستین من ولیالله اعظم مقتدای راستینم چشمه عین الحیاتم صاحب علم الیقینم رهنمای اهل ایمان مقتدای اهل دینم آفتاب علم و دانش در سما و در زمینم گوهر شش بحر نورِ ذاتِ رب العالمینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** علم در عالم تجلی میکند از منبر من نور دانش بود از اول هالهای دور سر من اهل عرفان چهره بنهادند بر خاک در من تا ابد جوشد شراب معرفت از کوثر من وارث علم و کمال و حلم ختم المرسلینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** در حیات علم میجوشد مسیحا از لب من بس اساتید جهانی کآمدند از مکتب من روزها باشد همه روز من و شبها شب من سالکان را رستگاری نیست جز در مذهب من کلک دانش در کف و دست خدا در آستینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** جابر حیان من تا صبح محشر میدرخشد مؤمن طاقم چو خورشید منور میدرخشد از لب بوحمزهام پیوسته گوهر میدرخشد در دم گرم هشامم نطق حیدر میدرخشد دوست دارم منطق کوبنده او را ببینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** من سپهر معرفت، اصحاب و انصارم ستاره دانشآموزان درسم تا قیامت بیشماره تا زمان باقی است باشد لحظههایم یادواره مکتب گیتی فروزم راست حمران و زراره ابن نعمانها زند موج از یسار و یمینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** انقلاب علمی من بود عاشورای دیگر باز شد از آن به اهل معرفت دنیای دیگر دهر شد از نور علمم جنه الاعلای دیگر علم پیدا کرد از قدر و جلالت جای دیگر عالمی شد در بهشت علم و دانش خوشه چینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** من ز بحر نور باغ کربلا را آب دادم من در دانش به روی عالم و آدم گشادم من بنای مذهب جعفر در این عالم نهادم سالها سینه سپر کردم، مقاوم ایستادم مینشد یک لحظه در نشر کمال از پا نشینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** من همان صندوق اسرار علوم ذوالجلالم نیست در ملک خدای لایزال خود زوالم سرکشان علم گردیدند یکسر پایمالم لال گردیدند پیش منطق علم و کمالم پنج حجت را به فرمان الهی جانشینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم **** من که برتر باشد از اوج گمان، جاه رفیعم من که خلقت را مطاعم، من که خالق را مطیعم من که در روز قیامت اهل محشر را شفیعم حق ندارد کس نهد صورت به دیوار بقیعم نظم «میثم» گشته فریاد دل اندوهگینم من ششم مولای خلق اولین و آخرینم عالمه غیر معلمه

برگی از پرستاری نهضت حسینی
امام حسین علیه السلام قبل از شهادت ، سفارش های لازم را به زینب علیها السلام نمود و پرستاری نهضت را به او واگذار كرد ، او را به صبر و بردباری امر نمود و با قلبی محكم و بی هراس از آینده نهضت ، به سوی میدان حركت كرد. زینب (س) نیز پرچم پر افتخار امام زمانش ، حسین علیه السلام را بر دوش گرفت و مانع افتادن پرچم الهی بر زمین شد و با اقتدار و شهامتی كه تاریخ نظیرش را ندیده ، در برابر ظلم و ستم ایستادگی نمود.القاب حضرت زینب علیها السلام
عظمت و قدرت روحی دختر امیر المومنین علیه السلام در میدان های مختلف ، سبب گردید كه او استوانه چنان محكم باشد كه بخش سنگینی از بار امامت و زعامت پدر و دو برادرش را بر دوش كشد. محدثان و مورخان برای آن بانو ، القاب گوناگونی ذكر نموده اند كه هر كدام ، نشانگر قوت موضع گیری آن بانوی بزرگوار در برابر حوادث و رویدادهای مختلف است ، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نام او را " زینب" یعنی زینت پدر گذارد. دیگر لقب های حضرت عباتند از :حضرت زینب علیه السلام مظهر صفات اخلاقی
زینب (س) كه تربیت شده مكتب وحی بود همانند پدر و مادرو اهل بیت بزرگوار خویش ، دارای سجایای اخلاقی بود.زینب علیها السلام از دیدگاه دیگران
1- جاهز كه خود ادیبی در عرب است و در این رشته كم نظیر می باشد از خزیمه روایت می كند كه پس از شهادت امام حسین وارد كوفه شدند كه با ورود اسیران اهل بیت در كوفه و زمان ایراد خطبه توسط زینب بود من هیچ زن اسیری را گویا تر از او ندیدم، چنان سخن می گفت كه گویی سخنان از زبان علی علیه السلام خارج می شدند.(7)مقام عملی حضرت زینب علیها السلام
از جمله صفات حضرت زنیب سلام الله علیها ، این است كه خواهان عالم كردن مردم بود و آنان را از جهل بر حذر می داشت ، حضرت در زمان اقامت پدر بزرگوارش در كوفه برای زنان ، مجلس تفسیر قرآن داشت.(13)و نیز قدرت و علم پاسخ گویی به سئوالات دینی مردم را داشت . در زمان بیماری حضرت زین العابدین علیه السلام مردم مرجعی جز حضرت زینب نداشتند ، لذا افتخار نیابت خاصه امام حسین (ع) نصیب ایشان گردید و به سئوالات مردم پاسخ می داد. از شیخ صدوق روایت شده كه حضرت زینب ، نایب خاص امام حسین بود و مردم در رابطه با مسائل حلال و حرام به آن حضرت مراجعه می نمودند تا زمانی كه امام سجاد علیه السلام از بیماری شفا یافت. (14)پی نوشتها:
1- اخبار الزینبات، ابوالحسن یحیی بن حسن علوی، ص 23.
یا مقلب القلوب و الأبصار .
دل ها ، آفتاب گردان تو شده اند و چشم ها به سوی تو ، به دور روی تو طواف می کنند ؛ هم گام با بهار .
یا مدبّر اللیل و النّهار .
سایه های شب و آفتاب روز را تویی که تدبیر می کنی .
یا محول الحول و الأحوال .
حال دل های ما در دست های توست ؛ تو مانند گردش حال دانه ها به گیاه ، مثل رویاندن سبزی زندگی از متن تیره خاک ، در کار آفریدنی . دل ها را می گردانی .
حَوِّلْ حالنا إلی احسَن الحال .
تدبیر قلب ما را ، تو ساز کن . گردش آفتاب گردان دل ما را تو هموار کن و ما را به بهترین وقت و نیکوترین حال در این بهار ، بی نیاز کن
عید نوروز در قرآن و فرهنگ اسلامی
واژه عید در قرآن کریم تنها یکبار در آیه 114 ، سوره مائده آمده است : " عیسی بن مریم گفت : بارالها ! پرودگارا ! برای ما از آسمان مائده ای فرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما می آیند ، عید باشد که تو بهترین روزی دهندگانی و آیت و حجتی از جانب تو برای ما باشد ." " عید " روزی است که در آن سود و منفعتی به دست بیاید و در شرع مقدس اسلام ، روزهای غدیر ، قربان و فطر عید نامیده می شوند که در عید اضحی ، قربانی و در عید فطر ، زکات فطره مطرح است و در غدیر ، حضرت علی (ع) به امامت منصوب شدند . همچنین می توان گفت ؛ عید آن روزی است که در آن نماز ویژه ای برگزار کنند یا روزی است که مجمعی در آن فراهم آید و یا آنکه عید روزی است که خلق از ماتم به شادمانی " عود " کنند یا روزی است که تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد یا آنکه " عید " روز شریف و ارجمندی می تواند باشد . از آیه " مائده " استفاده می شود که حضرت عیسی مسیح (ع) روز نزول مائده را که سال روز وقوع یک معجره الهی در تاریخ است ، برای همه انسان ها " عید " قرار داده است تا این روز ، آیت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به میمنت این پدیده پربرکت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تکرار شود .
از آنجا که " مائده " به معنای خوان پرنعمت ، تنها دوبار در سوره مائده آمده است ، می توان گفت ؛ نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح (ع) ویژگی خاصی داشته که به خاطر آن عنوان " مائده " را به خود گرفته است .
راغب اصفهانی می گوید : " مائده طبق و خوانی است که در آن طعام باشد که هم به آن طبق و هم به طعام مائده گفته می شود . " بنابراین ، عید در این آیه اشاره دارد به نزول یک برکت آسمانی در پوشش طبق یا طبق هایی از طعام و خوردنی که می تواند تکرار و بازگشت آن روز نیز همان برکات را به همراه داشته باشد و از این جهت ، آیت و حجتی دیگر از جانب خداوند متعال برای انسان ها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا و ذکر و یاد او در دل ها و زبان ها باشد .
عید در روایات اسلامی جمعه ، فطر ، اضحی و غدیر خم ، مهم ترین روز هایی هستند که از آنها در روایات اسلامی با عنوان " عید " یاد شده است و هر یک از این روزها اعمال و آداب و مراسم مشترک یا خاص خود را دارند .
مهم ترین اعمال و آداب مشترک این اعیاد عبارتند از : غسل کردن و حمام کردن ، پوشیدن جامه نیکو ، استعمال بوی خوش ، خواندن نماز و ادعیه ضمن آنکه هر یک از آنها اعمال ویژه خود را نیز دارند .
نکته جالب توجه در این اعمال و آداب و ادعیه آن است که غالبا به نزول فرشتگان و ارواح وارستگان و فرود آمدن برکات آسمانی اشاره می شود . چنانکه تلاوت سوره قدر ، به منظور اشاره به قدر و شرف و عظمت این اعیاد و تأکید بر نزول فرشتگان و " روح " از آسمان مانند آن ، نوعا در نماز های ویژه این اعیاد مطرح است .
در شب جمعه ، ملائکه از آسمان به زیر می آیند با قلم های طلا و صحیفه های نقره ، و در پسین پنجشنبه و شب جمعه و روز جمعه تا غروب آفتاب جز صلوات بر محمد (ص) و آل او چیز دیگری نمی نویسند .
شب عید اضحی ( قربان ) از لیالی متبرکه است و یکی از آن چهار شبی است که نگاه داشتن احیا در آن شب توصیه شده است چرا که درهای آسمان در این شب باز است .
در روایات آمده است که فضیلت شب عید فطر کمتر از شب قدر ، شب نزول قرآن ، ملائکه و روح نیست . عید غدیر خم نیز از عظیم ترین اعیاد است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و آن روزی است که حضرت رسول (ص) امیرالمؤمنین (ع) را به خلافت خود برگزید . احسان و انفاق در این روز ، چون شب قدر ، اجری چندین برابر روز های دیگر دارد .
گفتنی است که در بعضی از ادعیه مربوط به این اعیاد وسعت رزق از خداوند متعال که خیرالرازقین است درخواست می شود
عید نوروز و آداب آن مفاتیح الجنان شیخ قمی ، روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد . در بحار الانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است . در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس ، نوروز را این گونه تجلیل کرده است :
نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت ، روزی است که جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد ، روزی است که رسول اکرم (ص) علی (ع) را بر دوش کشید تا بت های قریش را از بالای کعبه رمی کند ، روزی است که نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت ، روزی است که برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت ( غدیر خم ) ، روزی است که قائم آل محمد (عج) ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر (عج) بر دجال پیروز خواهد شد .
و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان اینچنین است : فرمود : " چون نوروز شود ، غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوی های خوش خود را معطر گردان . پس چون از نماز های پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شدی ، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر ( انا انزلناه ) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایها الکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان : اللهم صل علی ... و بسیار بگو یا ذالجلال و الاکرام . "
همان طور که مشاهده می شود ، این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل کردن ، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی های خوش و روزه داشتن آغاز می شود ، ضمن آنکه نمازی مشابه نماز های سایر اعیاد اسلامی دارد .
ادامه مطلب
السلام علیک یا اباالحسن یا علی ابن موسی الرضا (ع) اعظم الله اجورکم فی مصیبه اختکم حضرت فاطمه معصومه (س)
احادیثی پیرامون حضرت معصومه سلام الله علیهاامام صادق علیه السلام:خداوند حرمى دارد که مکه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على علیه السلام حرمىدارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از هشت در بهشت سه در آن به قمباز مىشود – زنى از فرزندان من در قم از دنیا مىرود که اسمش فاطمه دخترموسى علیه السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مىشوند.یکسال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر وادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عدهاى از برادران و برادرزادگانبه طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مىشد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام اللهعلیها پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمانمىرساندند و مخالفت خود و اهلبیت علیهم السلام را با حکومت حیلهگربنىعباس اظهار مىکرد.امام رضا علیه السلام فرمود: کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است.امام جواد علیه السلام: کسى که عمهام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است.امام صادق علیه السلام: کسى که آن حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست.امام صادق علیه السلام: آگاه باشید که حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است.جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیهالقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتى فرمود:«هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.»این لقب، که از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.امام رضا علیه السلام در روایتى دیگر مىفرماید:هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مىیابد.(۵)دیگر حضرت معصومه سلام الله علیها «کریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یکى ازبزرگان، از سوى اهلبیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اینرؤیاى صادقانه بدین شرح است :مرحوم آیة اللّه سیّدمحمودمرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیة اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیارعلاقهمند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها را بهدست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از بهپایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام مشرّف شد.امام به ایشان فرمودند: به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن.ایشان به گمان این که منظورامام علیه السلامحضرت زهرا سلام الله علیها است، عرض کرد: «قربانت گردم،من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتربه زیارتش مشرّف شوم.» امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قماست.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى، خداوند مىخواهد محل قبر شریف حضرت زهراسلام الله علیها پنهان بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه سلام الله علیهارا تجلّىگاه قبر شریف حضرت زهرا سلام الله علیها قرار داده است. اگر قراربود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوندهمان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها دادهاست.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفربربندد و به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رهسپار ایران شود. وىبىدرنگ آماده سفر شد و همراه خانوادهاش نجف اشرف را به قصد زیارت کریمهاهلبیت ترک کرد. «امام صادق (ع) فرمودند: «به زودی زمانی فرا میرسد که شهر قم و اهل آن حجت سایر مردم خواهند شد.»—–«امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: قم، شهر ما و شهر شیعیان ما میباشد. قم، پاک و پاکیزه است.»—–«نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمودهاند: کسی که مرا یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت به دیدارش خواهم رفت، و او را از ترسهای آن روز نجات خواهم داد.»«کسی که حضرت معصومه (س) را در قم زیارت کند، مانند آن است مرا زیارت کرده است.»—–«حسن بن مثله جمکرانی که توفیق شرفیابی به محضر مبارک حضرت مهدی (عج) را پیدا نمود، پس از دریافت دستور ساخت مسجد مقدس جمکران، امام زمان (عج) به ایشان فرمودند: «کسی که در آن مسجد نماز بگذارد، همانند این است که در خانه ی خدا نماز خوانده است.»—–حضرت جعفر صادق علیهالسلام در حدیثی مفصل راجع به اوضاع آخرالزمان فرمودند: «اما ری، پس وای بر آن از دو بالش! و امنیت و آرامش در آن از طرف قم و اهل قم است. از آن حضرت سؤال شد (که آن) دو بال کدامند؟ امام فرمودند: یکی بغداد، و دیگری خراسان است.»—–«حضرت صادق علیهالسلام فرمودند: همانا زیارت او برابر با کسب بهشت است.»«آگاه باشید! همانا حرم من و حرم فرزندانم، بعد از من، قم است.»«مردم قم، یاران ما هستند.»«آگاه باشید! اهل قم، یاران قائم ما (عجل)، و دعوتگران و خواهان احقاق حق ما هستند.»—–حضرت صادق علیهالسلام فرمودند: «زمانی که رنج و زحمت و گرفتاری به شما هجوم آورد، به قم روی آورید؛ زیرا قم پناهگاه فاطمیان و محل آسایش مؤمنان است.»—–«امام رضا علیهالسلام خطاب به زکریا بن آدم اشعری فرمودند: خداوند گرفتاریها را به واسطه تو از مردم قم برطرف میکند؛ همان طور که به واسطه ی قبر امام هفتم علیهالسلام از مردم بغداد برطرف میکند.»—–«حضرت صادق علیهالسلام راجع به قم فرمودهاند: شیعیان و دوستان ما در شهر قم هستند. به زودی ساختمان در آن شهر زیاد میشود، مردم راهی آنجا شده، و در آن شهر اجتماع میکنند، تا جایی که، نهر حجر (رودخانه) وسط شهرستان قرار میگیرد.»—–«امام حسن عسگری علیهالسلام طی نامهیی مبارک، به مردم قم و آبه، نوشتند:خداوند از روی مهربانی و بذل و کرمش، بر بندگان خود منت گذارد، و پیامبری همانند محمد (درود خدا بر او و خاندانش باد!) به عنوان بشارتدهنده و بیمدهنده فرستاد. آن گاه شما – مردم قم و آبه – را برای پذیرش دینش موفق کرد. پس با هدایتهایش، به شما عزت و کرامت بخشید، و در دلهای اجداد شما (رحمت خدا بر آنان باد!) تخم هدایت را کاشت.—–عفان بصری روایت میکند: «در محضر پیشوای ششم امام صادق علیهالسلام بودم، که ایشان از من پرسیدند: میدانی چرا قم به این اسم نامیده شد؟ در جواب گفتم: خدا و پیامبرش و شما آگاهتر هستید. پس آن حضرت در ادامه فرمودند: به این دلیل قم نامیده شد، چون اهل آن با قائم آل محمد (ص) همراه میشوند، و با او قیام میکنند، و استوار خواهند بود.»—–امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هیچ کس به قم و اهل آن قصد بدی نمیکند، جز اینکه خداوند او را خوار و ذلیل میگرداند، و وی را از رحمت خود به دور مینماید.»—–قم، حرم اهل بیتامام صادق علیهالسلام سالها قبل از ولادت فرزندش، امام موسی بن جعفر علیهالسلام، در سخنی روحبخش چنین پیشگویی نمودند: «همانا برای خدا حرمیست؛ و آن، مکه میباشد. رسول خدا را حرمیست؛ و آن، مدینه است. برای امیرالمؤمنین علیهالسلام حرمیست؛ و آن، کوفه – نجف اشرف – است. ما هم دارای حرمی هستیم؛ و آن، قم میباشد. به زودی بانویی از فرزند من، که نامش فاطمه علیهالسلام است، آنجا مدفون خواهد شد. هر کس او را زیارت کند، بهشت بر وی واجب میشود.»—–قم سرزمین مقدسحضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند: تربت قم مقدس است، و مردم قم از مایند و ما هم از آنانیم هیچ ستمگری قصد بد به اهل قم نمیکند مگر اینکه عذاب او جلو میافتد تا وقتی که مردم به برادران خود خیانت نکنند. اما هنگامی که (به برادران خود) خیانت کنند، خداوند ستمگران را بر آنان مسلط میکند.آنان (اهل قم) یاران قائم ما و دعوتگران حق هستند، آن گاه امام (صادق علیهالسلام) سر (مبارکشان) را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: خدایا آنها (مردم قم) را از هر فتنهیی مصون بدار و از نابودی نجات بخش.—–دعای حضرت علی برای مردم قمحضرت علی علیهالسلام فرمودند: درود خدا بر مردم قم، رحمت و لطف خداوند بر آنان باد، خداوند شهرهای آنان را از باران سیراب نماید.—–قم، آشیانهی آل محمدحضرت عبدالعظیم الحسنی (ع):امام هفتم شیعیان حضرت ابیالحسن موسی بن جعفر علیهالسلام فرمودند: قم آشیانه آل محمد (ص) و پناهگاه شیعیان آنهاست، اما به زودی گروهی از جوانان آنان به خاطر نافرمانی پدرانشان و سبک شمردن و مسخره کردن بزرگان و کهنسالان و پیران، نابود میشوند، ولی با این حال، خداوند شر دشمنان و هر گونه بدی را از آنان (قمیان) دفع میکند.—–مردم قمامام صادق علیهالسلام فرمودهاند: «مردم خراسان، بزرگان ما هستند؛ و مردم قم، انصار و یاران ما میباشند.»—–محاسبهی مردم قم پیشوای ششم شیعیان علیهالسلام فرمودهاند: محل حشر تمام مردم به طرف بیتالمقدس است، مگر مکانی در سرزمین جبل که به آن قم گفته میشود آنان در همان قبر خودشان محاسبه میشوند و از همانجا به طرف بهشت میروند…»—–مردم قمامام صادق علیهالسلام فرمودند: «مردم قم، آمرزیده هستند.».—–قم، یکی از درهای بهشتامام رضا علیهالسلام فرمودند: «بهشت دارای هشت در است، که یکی از آن درها مخصوص مردم قممیباشد. خوشا به سعادت آنها! خوشا به سعادت آنها!»—–اهل قمگروهی از اهالی ری به محضر مبارک امام صادق علیهالسلام رسیدند و عرض کردند: «ما از اهالی ری هستیم.» امام علیهالسلام فرمودند: «مرحبا به برادران ما از اهل قم!» آنها بار دیگر خود را معرفی نمودند، و آن امام همام علیهالسلام نیز چندین مرتبه همان سخن را تکرار کردند و جمله اول را پاسخ دادند.فضیلت سرزمین قمامام صادق علیهالسلام فرمودند: «خداوند سرزمین کوفه را حجت بر سایر سرزمینها قرار داده است. با ذکر مؤمنان ساکن کوفه بر افراد غیر مؤمن، سایر سرزمینها احتجاج کنند. همچنین خداوند با ذکر قم، بر سایر سرزمینها احتجاج مینماید؛ و با ذکر ساکنان قم، بر همه مردم مشرق و مغرب احتجاج مینماید.»—–فرشته بر آسمان قمامام صادق علیهالسلام فرمودند: «در آسمان قم فرشتهیی قرار دارد، که پرهایش را به شهر قم پهن کرده است. هر جبار ستمگری قصد سوء به قم را داشته باشد، خداوند او را آنچنان ذوب میکند، که نمک در آب ذوب میشود!»—–سلام خدا بر مردم قمامام صادق علیهالسلام فرمودند: «سلام خدا بر مردم قم! خداوند سرزمین آنها را با بارانش سیراب میکند، برکاتش را بر آنها نازل مینماید، و گناهانشان را به نیکیها تبدیل میسازد.»—–اهل رکوع و سجودقال الامام الصادق علیهالسلام:«آنها مردم قم اهل رکوع، سجود، قیام و قعود در عبادت هستند. آنها فقها، دانشمندان، افراد هوشمند، فهیم و روایت شناس بوده، و عبادات خود را به نیکویی انجام میدهند.»—–مردم قم، ضامن بقای دینقال المعصوم علیهالسلام:«اگر مردم قم نبودند، دین تباه و ضایع میشد.»—–توقف کشتی نوح در قمابومقاتل دیلمی از حضرت علی بن محمد علیهالسلام روایت میکند:«همانا قم به این اسم نامیده شد، چون کشتی نوح علیهالسلام در جریان طوفان به آنجا رسید، و حرکت نکرد؛ و آن، قطعهیی از بیتالمقدس است.»—–قیام مردی از اهل قمقال الامام موسی بن جعفر علیهالسلام:«مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق فرا خواند. گروهی همچون قطعات آهن به همراه او گرد میآیند. افرادی که تندبادها آنان را نمیلغزاند؛ از جنگ خسته نمیشوند؛ نمیترسند، و بر خدا توکل میکنند. عاقبت از برای اهل تقواست.»—–اهل قم زائرین امام رضاابوالصلت هروی نقل میکند:در خدمت حضرت رضا علیهالسلام بودم، که گروهی از اهل قم به محضر مبارک آن بزرگوار وارد شدند و سلام کردند. آن امام همام علیهالسلام آنها را نزدیک خود جا داد، و فرمود: «مرحبا بکم و اهلا فانتم شیعتنا حقا فسیأتی علیکم یوم تزورون فیه تربتی بطوس الا ضمن زارنی و هو علی غسل، خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه» [۱۷] .«خوش آمدید! آفرین بر شما! الحق که شیعیان ما هستید. عن قریب، روزی فرا رسد، که تربت مرا در طوس زیارت کنید. آگاه باشید که، هر کس مرا با غسل زیارت کند، از گناهان خود خارج میشود، مانند روزی که از مادر متولد شده است!»—–قم، سالمترین شهرها در آخرالزمان«از حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام سؤال شد: سالمترین شهرها و بهترین مکانها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیرها کجاست؟ امام علی علیهالسلام در پاسخ فرمود: سالمترین مکانها در آن روز، زمین جبل است. زمانی که خراسان مضطرب شود، بین مردم گرگان و طبرسان جنگ رخ دهد، و سجستان خراب شود، پس سالمترین مکان در آن روز، شهر قم است.» حضرت معصومه سلام الله علیها مدت هفده روز در خانه ی موسی بن خزرج به حال بیمار و رنجور به عبادت پرداخت و سرانجام در روز دهم ربیع الثانی ۲۰۱ ه پیش از آنکه دیدگان مشتاق با دیدار برادرش روشن گردد، در دیدار غربت و در اندوه فراوان، رحلت نمود و شیعیان قم را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم ، با تجلیل فراوان، پیکر پاکش را تشییع کردند و در محل فعلی حرم، که آن روز در بیرون شهر بود و به موسی بن خزرج تعلق داشت، با احترام زاید الوصفی مهیای دفن نمودند. هنگامی که قبر مهیا شد، در مورد این که چه کسی وارد قبر شود، به بحث و مشورت پرداختند. پیرمرد پرهیزگاری به نام «قادر» مطرح شد و همه در مورد او به اتفاق نظر رسیدند. کسی را به دنبالش فرستادند؛ اما پیش از آن که «قادر» بیاید، خداوند قادر منّان با قدرت بیکرانش دو تن سواره، نقاب بر چهره، از جانب ریگزار(محل رودخانه ی فعلی) نمودار ساخت که به سرعت نزدیک آمدند و به تجهیز آن بانوی مظلومه پرداختند.یکی وارد قبر شد و دیگری جسد پاک و مطّهر آن حضرت را برداشته، به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو بزگوار پس از پایان مراسم دفن، بدون این که با احدی سخن بگویند، بر اسبهای خود سوار شده، از محل دور شدند.(۱




استاد ملایک شد جبریل ز تعلیمش خاک ره او گردید امکان پی تکریمش
عمر: و گفت: فتنه را دوست دارم.
على فرمود: راست گفته: مال و فرزند را دوست دارد و خداوند در آیه:
على فرمود: راست گفته، به یکتائى خدا و مرگ، و حشر و زنده شدن بعد از مرگ و قیامت و بهشت و جهنّم و پل صراط که هیچ کدام را ندیده شهادت مى دهد.
عمر گفت: حذیفه ادّعا کرد آنچه را غیر مخلوق است حفظ مى کنم.
على فرمود: راست گفته، او کتاب خدا قرآن مجید را حفظ مى کند و آن مخلوق نباشد.
عمر گفت: مى گوید براى من در زمین چیزى باشد که براى خدا در آسمان نباشد.
على فرمود: راست مى گوید، او داراى زن و فرزند است و خدا از آن منزّه است
ادامه مطلب
وقایع ۲۲ بهمن
تصمیم شورای عالی ارتش در روز ۲۲ بهمن
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ایران! در این لحظه حساس که به لطف خداوند تعالی مبارزات قهرمانانه شما سدهای استبداد و استعمار را یکی پس از دیگری می شکند و انقلاب اسلامی شما شکوفه ها و میوه های خود را آشکار می سازد، لازم می دانم ضمن اظهار تشکر و قدردانی از یک یک شما برادران و خواهران چند نکته را یادآوری نمایم:
روح الله الموسوی الخمینی
۲۲/۱۱/۵۷
پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن : با وجود همه ناباوریها و تمامی تلاشهایی که در سطح بینالمللی برای حفظ رژیم شاه و جلوگیری از موفقیت امامخمینی بعمل آمد، انقلاب اسلامی در مرحله نخست مبارزات خویش در روز ۲۲ بهمن پیروز گردید و از این جهت پیروزی آن بیشتر به یک معجزه شبیه بود تا تحولی عادی. به جز امامخمینی و تودههای بیشماری که خارج از تحلیلهای معمول، به گفتهها و وعدههای امام باور قلبی داشتند، عموم تحلیلگران سیاسی و همه کسانی که در رخدادها و حوادث ایران دخیل بودند وقوع چنین پیروزی را، حتی تا روزهای واپسین عمر رژیم شاه ناممکن میدانستند.
چنین بود که از صبحدم ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنهای گسترده آغاز شد. جبهه دشمنیها را آمریکا رهبری میکرد و دولت انگلیس و برخی دول اروپایی دیگر به همراه تمامی رژیمهای وابسته به غرب در آن مشارکت فعال داشتند. شوروی (سابق) و اقمار آن نیز ناخرسند از اتفاقی که در ایران افتاده و به حاکمیت دین منجر گردید، با آمریکائیها در بسیاری از خصومتها همسو شدند. نمونه بارز این همپیمانی در همنوائی نیروهای چپ و راست ضدانقلاب داخل کشور که بعدها اسناد وابستگی آنان به سفارتخانههای شوروی و آمریکا افشا گردید و از آن بارزتر هماهنگی همهجانبه دو کشور در تجهیز صدام و حمایت از او در جنگ با جمهوری اسلامی را میتوان مشاهده کرد. اما امامخمینی با همان منطقی که نهضت اسلامی را آغاز کرده بود، در اوج فتنهها و فشارهای خارجی انقلاب را هدایت کرد و آن را با اراده خویش به دوره سازندگی و ثبات هدایت نمود.
نهضتی که امامخمینی پرچمدار و پایهگذار آن بود، توانست در روز ۲۲ بهمن غبار از چهره اسلام زدوده و سیمای حقیقی آن را پس از ۱۴ قرن به جهان تشنه عدالت بنمایاند. به همین دلیل است که انقلاب اسلامی ایران در جهان اسلام به عنوان «انقلاب امامخمینی» شناخته شده است.
به همین علت است که تاکنون هیچ یک از طرحهای سیاسی و اقتصادی و نظامی آمریکا علیه ایران که غالباً با حمایت یا سکوت متحدان منطقهای و جهانی آن کشور همراه بوده، به نتیجه نرسیده است. و به همین دلیل است که پس از گذشت سه دهه مقابله غرب با انقلاب، امروز تئوریسینها و سیاستمداران اروپائی و آمریکائی بر ضرورت پذیرش و تحمل واقعیت انقلاب و جایگاه جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی تاکید میکنند.
نهضتی که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید، امروزه برای بسیاری از ملل جهان چراغ راه زندگی است.

چراغ همیشه روشن

زمین، عشق را باور کرد
بر تو درود



متن کامل خطبههای مهم رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تهران

رهبر معظم انقلاب در بیانات بسیار مهم، تحلیل جامعی از دستاوردهای انقلاب، شرایط منطقه ای و بین المللی ارائه کردند